قهرمان ميرزا عين السلطنه

1534

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

و كليهء خوانين و آقايان از حاجى محمد خان و تقى خان شكايت دارند . دو ماه هم در شهر آمده تظلم داشتند . غروب منزل آمدم . امين العلماى قرووى يكشنبه 27 - مهمان تقى خان بودم . عمارت بدى ندارد . يكصد تومان اهل ابهر ، چهل تومان خودش تقديم گذاشته بودند . نبى خان هم اسب نيمه چهار سالى با هزار آب‌وتاب كه مادرش اين و پدرش آن است روانه كرده بود ، با عريضه‌اى در كمال خضوع و خشوع و عذر تقصيرات كه اگر دير شد خوب شد . امين العلماء قرووى بود . بسيار آدم معقولى است . بيست سال تبريز بوده . شاه و عمله‌جات را كاملا مىشناسد و همه به او التفات دارند . براى قروه زياد است . باز هرچه كردم تقى خان اين تمسك هزار تومان را بگيرد قبض را رد كند يا آن‌كه وجه نقدى بدهد قبول نكرد . تمام را مىگويد يك ماه ديگر تمام پول را مىدهم . ميرزا نصر الله و ديگران را هم پخته گمان مىكنند . راست مىگويد و امروز كه لقمه را مقابل دهان خود دارم بيرون انداخته ده روز ديگر دنبالش بگردم . طهران برود ، بست برود ، فرار كند ، چه پيش آيد . به هزار زحمت به اين‌جا رسانيده زير چنگم هست . مال ديگرى هم نيست . دلم نسوزد قناعت به چهل تومان يا بيشتر كرده بروم و معاذير دلپذير بياورم . من هم از باطن خود هيچ‌كدام را مطلع نساخته تا موقع آن برسد . تقى خان ترياك مىكشد . از سر شب تا صبح شرب مىكند . تا ظهر خواب است . خيلى جبون ، يك آدم پوچ بىمعنى [ و ] برعكس حاجى محمد خان است . اما پول زياد و ملك خوبى دارد . سه ساعت به غروب مانده به بازديد امام جمعه رفتم . زنهاى كاكاوندها كه كسانشان را گرفته حبس هستند جلو را گرفته به‌زحمت رد شدم . گفتم از ابهر بيرون كردند . امام جمعه خيلى پير است ، اما خوش‌بنيه و قوى است . از آنجا منزل آمده دو نفر سرباز شرور حصار قاجارى كه ابهريها خيلى از دست آنها شكايت داشتند هردو را آورده بودند . چوب فراوانى زدم حبس شدند . كاكاوندها را هم كه گرفته‌ام . خيلى هرزه [ اند ] و متصل دزدى مىكردند . اسباب آسودگى عابرين سبيل شده . اسعد الدوله اسعد الدوله با كوج و بنه به طهران مىرفت كه براى پسر دومش عروسى كند . دختر وزير بقايا را گرفته . خوش‌بخت‌ترين مردم اسعد الدوله است .